میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

میوه دل

پسر موفق من

آفرین صد آفرین به پسر گلم بلاخره موفق شدی نازگل من  الان چند روزه به راحتی از پهلو به شکم میندازی و کم کم داری سعی میکنی سینه خیز بری خودتو به سمت جلو میکشونی اما هنوز یاد نداری چیکار کنی که بتونی بری جلو و من هر وقت اینکارا رو میکنی هزار بار میمیرم برات . ماشاالله قدت بلند شده و دیگه تو گهواره ات جا نمیشی چون هر وقت میذارمت یا پاهات از تو گهواره آویزونه یا دستات یا اینکه خودتو جمع میکنی یه گوشه و گهواره ات کج میشه و من می ترسم بیفتی . عزیز دلم کاش زودی بزرگ بشی و بتونی چهار دست و پا کنی     یا زودی آقا بشی و بتونی رو پات وایستی مثل یه مرد امروز خیلی پسر خوبی بودی و ساکت بودی و اجازه دادی مامان به کاراش برسه  ...
17 آبان 1390

پسر موفق من

آفرین صد آفرین به پسر گلم بلاخره موفق شدی نازگل من الان چند روزه به راحتی از پهلو به شکم میندازی و کم کم داری سعی میکنی سینه خیز بری خودتو به سمت جلو میکشونی اما هنوز یاد نداری چیکار کنی که بتونی بری جلو و من هر وقت اینکارا رو میکنی هزار بار میمیرم برات . ماشاالله قدت بلند شده و دیگه تو گهواره ات جا نمیشی چون هر وقت میذارمت یا پاهات از تو گهواره آویزونه یا دستات یا اینکه خودتو جمع میکنی یه گوشه و گهواره ات کج میشه و من می ترسم بیفتی . عزیز دلم کاشزودی بزرگ بشی و بتونی چهار دست و پا کنی یا زودی آقا بشی و بتونی رو پات وایستی مثل یه مرد امروز خیلی پسر خوبی بودی و ساکت بودی و اجازه دادی مامان به کاراش برسه هر چی بزرگتر میشی کمتر اذیت میکنی و ...
17 آبان 1390

تمام وجودم سبحان

نازدلم سلام .     تا چندروز دیگه چهار ماهت تموم میشه و میری تو پنج ماه خوشحالم از این لحاظ که بزرگ شدنت رو می بینم و ذوق میکنم اما ناراحتم از این لحاظ که چند روز دیگه واکسن 4 ماهگیته و من دوباره از همین الان دلم برات کبابه  اگه واسه سلامتیت نبود هیچ وقت راضی به واکسن نبودم اما چاره چیه ؟ تازگیا مثل موش ها شدی با کنجکاوی به همه چیز نگاه میکنی وقتی برات ماشینات رو روشن میکنم با دقت نگاه میکنی و از اسباب بازی هایی که صدا و چراغ داره خیلی خوشت میاد . هر چیزو که به دستت میرسه میکنی تو دهنت و با اینکه کلی شیر میخوری ولی همیشه دستت تو دهنته . سر سفره که ما داریم غذا میخوریم تو دهنتو مزه میکنی از بس زرنگی می دونی که اینا خور...
14 آبان 1390

تمام وجودم سبحان

نازدلم سلام . تا چندروز دیگه چهار ماهت تموم میشه و میری تو پنج ماه خوشحالم از این لحاظ که بزرگ شدنت رو می بینم و ذوق میکنم اما ناراحتم از این لحاظ که چند روز دیگه واکسن 4 ماهگیته و من دوباره از همین الان دلم برات کبابه اگه واسه سلامتیت نبود هیچ وقت راضی به واکسن نبودم اما چاره چیه ؟ تازگیا مثل موش ها شدی با کنجکاوی به همه چیز نگاه میکنی وقتی برات ماشینات رو روشن میکنم با دقت نگاه میکنی و از اسباب بازی هایی که صدا و چراغ داره خیلی خوشت میاد . هر چیزو که به دستت میرسه میکنی تو دهنت و با اینکه کلی شیر میخوری ولی همیشه دستت تو دهنته . سر سفره که ما داریم غذا میخوریم تو دهنتو مزه میکنی از بس زرنگی می دونی که اینا خوردنیه و من یکم از غذا ب...
14 آبان 1390

پسر پرتلاش من

سلام به روی ماه پسر گلم که تو این چند روز اصلا اذیتم نکرد. می دونم چند وقته آپدیت نشدم و برات از خاطراتت نگفتم عذر می خوام ازت گلکم .این هفته روز یکشنبه بعداز یک هفته با مامان جون رفتی حموم و پانسمانت باز شد عصر هم بردیمت دکتر واسه معاینه بعد از ختنه و دکتر گفت همه چیز خوبه . فرشته کوچولوی من اینقدر پسر گلی بودی که اصلا منو اذیت نکردی عزیزکم عاشقتم کاش زودی بزرگ بشی تا وسعت عشقمو به خودت درک کنی .    امشب بعد از کلی تلاش واسه برگشتن بلاخره تونستی بدون کمک من و بابایی دور بزنی و به روی شکم بندازی و کم کم تلاش میکنی که سینه خیز بری . قربونت برم تازگیا وقتی شیر می خوری سینه مامانی رو بین لثه هات فشار میدی و میکشی ف...
11 آبان 1390

پسر پرتلاش من

سلام به روی ماه پسر گلم که تو این چند روز اصلا اذیتم نکرد. می دونم چند وقته آپدیت نشدم و برات از خاطراتت نگفتم عذر می خوام ازت گلکم .این هفته روز یکشنبه بعداز یک هفته با مامان جون رفتی حموم و پانسمانت باز شد عصر هم بردیمت دکتر واسه معاینه بعد از ختنه و دکتر گفت همه چیز خوبه . فرشته کوچولوی مناینقدر پسر گلی بودی که اصلا منو اذیت نکردی عزیزکم عاشقتم کاشزودی بزرگ بشیتا وسعت عشقمو به خودت درک کنی . امشب بعد از کلی تلاش واسه برگشتن بلاخره تونستی بدون کمک من و بابایی دور بزنی و به روی شکم بندازی و کم کم تلاش میکنی که سینه خیز بری . قربونت برم تازگیا وقتی شیر می خوری سینه مامانی رو بین لثه هات فشار میدی و میکشی فکر کنم لثه هات می خاره و سفت...
11 آبان 1390

ختنه سوران

سلام به غنچه کوچولوی من که امیدوارم هر چه زودتر گل بشه چند روزه که وبلاگت آپدیت نشد آخه مامانی حسابی درگیر شما بود بلاخره این هفته روز یکشنبه یکم آبانماه سال 90 بردیمت پیش دکتر سام نسیم برای ختنه . بذار از اول برات بگم که کلی ذوق کرده بودی که داریم میریم دردر عزیزکم نمی دونستی داریم کجا می بریمت وقتی هم رفتیم مطب دکتر خیلی راحت خوابیدی  تا دکتر اومد و بهت بی حسی زد موقع بی حسی من نیومدم تو اتاق اما صدای گریه ات به گوشم رسید و اشک تو چشام جمع شد یکم بعد که بدنت بی حس شد دکتر گفت بیارینش تو اتاق بردیمت تو اتاق و دکتر گفت مامانشم بیاد باهاش صحبت کنه منم با اینکه دلم برات می سوخت اما اومدم اول که با تعجب دکتر و اتاق رو انداز ورانداز میکرد...
3 آبان 1390

ختنه سوران

سلام به غنچه کوچولوی من که امیدوارم هر چه زودتر گل بشه چند روزه که وبلاگت آپدیت نشد آخه مامانی حسابی درگیر شما بود بلاخره این هفته روز یکشنبه یکم آبانماه سال 90 بردیمت پیش دکتر سام نسیم برای ختنه . بذار از اول برات بگم که کلی ذوق کرده بودی که داریم میریم دردر عزیزکم نمی دونستی داریم کجا می بریمت وقتی هم رفتیم مطب دکتر خیلی راحت خوابیدی تا دکتر اومد و بهت بی حسی زد موقع بی حسی من نیومدم تو اتاق اما صدای گریه ات به گوشم رسید و اشک تو چشام جمع شد یکم بعد که بدنت بی حس شد دکتر گفت بیارینش تو اتاق بردیمت تو اتاق و دکتر گفت مامانشم بیاد باهاش صحبت کنه منم با اینکه دلم برات می سوخت اما اومدم اول که با تعجب دکتر و اتاق رو انداز ورانداز میکردی و نم...
3 آبان 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد